خانه / رمان / رمان آنلاین / رمان استاد من/پارت سیو دو

رمان استاد من/پارت سیو دو

 

بعد از بوسه ی طولانی که از هم گرفتیم کشیدم عقب و اون پیشونیش و به پیشونیم چسبوند:
_دوسم داری؟

از قصد جوابشو ندادم و نوک بینیش و بوسیدم که با زجر چشماشو رو هم فشرد:
_آیسان عذابم نده! دوسم داری یا نه؟

لبخند ملایمی زدم و لبش و گاز ریزی گرفتم که محکم گردنمو‌بوسید:
_میخوای زنده زنده منو بکشی؟

از شنیدن این حرفش تنم لرزید وبا ترس گفتم: هیس از نبودنت نگو شاهرخ.
با عشق نگاهم کرد و دلم نیومد بیشتر از این اذیتش کنم.

_شاهرخم؟
نفس عمیقی از لذت کشید:
_جونم؟ جونم؟
زیر گوشش زمزمه کردم:
_ عشقم؟

تنش لرزید و گوشش و چسبوند به لبم:
_جون دلم؟
بوسه ای رو لاله ی گوشش زدم:
_دوست دارم.

نفس عمیقی کشید و‌با صدای لرزون گفت: چی؟
ریز خندیدم: دوست دارم خوب.

_بازم بگو!
با عشوه گفتم: بگم عاشقتم؟
محکم بغلم کرد و منم دستمو دور گردنش حلقه کردم و با عشق بهش چسبیدم.

بهترین لحظه ی زندگیم بود، امنیت، عشق، محبت همه چیز توی این لحظه خلاصه شده بود. بدون هیچ هوس و شهوتی فقط توی هم داشتیم حل میشدیم.

 

بعد از بوسه ی طولانی که از هم گرفتیم کشیدم عقب و اون پیشونیش و به پیشونیم چسبوند:
_دوسم داری؟

از قصد جوابشو ندادم و نوک بینیش و بوسیدم که با زجر چشماشو رو هم فشرد:
_آیسان عذابم نده! دوسم داری یا نه؟

لبخند ملایمی زدم و لبش و گاز ریزی گرفتم که محکم گردنمو‌بوسید:
_میخوای زنده زنده منو بکشی؟

از شنیدن این حرفش تنم لرزید وبا ترس گفتم: هیس از نبودنت نگو شاهرخ.
با عشق نگاهم کرد و دلم نیومد بیشتر از این اذیتش کنم.

_شاهرخم؟
نفس عمیقی از لذت کشید:
_جونم؟ جونم؟
زیر گوشش زمزمه کردم:
_ عشقم؟

تنش لرزید و گوشش و چسبوند به لبم:
_جون دلم؟
بوسه ای رو لاله ی گوشش زدم:
_دوست دارم.

نفس عمیقی کشید و‌با صدای لرزون گفت: چی؟
ریز خندیدم: دوست دارم خوب.

_بازم بگو!
با عشوه گفتم: بگم عاشقتم؟
محکم بغلم کرد و منم دستمو دور گردنش حلقه کردم و با عشق بهش چسبیدم.

بهترین لحظه ی زندگیم بود، امنیت، عشق، محبت همه چیز توی این لحظه خلاصه شده بود. بدون هیچ هوس و شهوتی فقط توی هم داشتیم حل میشدیم.

 

سرم و بوسید و موهامو نوازش کرد:
_برای همیشه مال من میشی آیسان؟

قفسه ی سینش و بوسیدم:
_کارت چی شاهرخ؟ میخوای بین این کثافتا من نگه داری؟ چهارروز دیگه بچمون بیاد چی؟

با کلافگی نفس عمیقی کشید:
_همه چیو درست میکنم تو نگران نباش، باشه؟

از ته دلم بهش اطمینان داشتم: چشم نفسم.
محکم منو به خودش چسبوند و گفت:
_تا حالا هیچ زنی عاشق من نبود، نگرانم نبود، حواسش بهم نبود. هیچ زنی تو روم واینستاد هیچ زنی دلم و نلرزوند، تو اولیشی آیسان.

با ناز گفتم: برا همین عاشقم شدی؟
_اره چون خاصی، چون پاکی. طلاق گرفته بودی اما بدنت و در اختیار کسی نذاشتی محدودیتی نداشتی اما برای خودت محدودیت گذاشتی.

لبخندی زدم که گوشه ی لبمو بوسید:
_خوشگل خانوم با حیای من.
گازی از لباش گرفتم و گفتم:
_قول میدی تا چند ماه دیگه تکلیف زندگیمون معلوم‌شده باشه؟

_اره عزیزم قول میدم، من بخاطر تو دنیا رو خراب میکنم.
سرم و روی سینه ی پهنش گذاشتم و با ارامش چشمم و بستم.

موهام‌و‌نوازش کرد وگفت: دیگه نمیخوام پیش دامون بری امروز فهمیدم طاقت ندارم.
_نقشمون چی؟ شاهرخ زمینت میزنه. بزار برم بزار زمینش بزنیم عشق من. تو که بهم اعتماد داری، نداری؟

_معلومه که دارم..
حرکت دستشو سمت خشتکم حس کردم و نفسام مقطع شد.
_ولی نمیخوام با اون توی یه مکان باشی و نفس بکشی.
انگشتشو برد توی..

 

دستشو توی شلوارم فرو برد رونمو توی دستش فشرد که اخی گفتم با دندونای چفت شده گفت:
_نمیخوام نگاه هوس باز اون حرومی روی صورت ماهت باشه.

داغی دستاش و لحن صداش بی قرارم کرد لبمو کشیدم زیر چونش و به دهن گرفتم و مک محکم و‌گاز کوچیکی ازش گرفتم:
_جوونم توله! باز میخوای روانیم کنی؟

با عشوه سرمو مالیدم به زیر گردنش:
_روانی شدنت و دوس دارم.
زبونش و کشید روی گوشم:
_حق نداری ازین به بعد توی جمع اون اراذل اوباشا همراهم بیای.

چپ چپ نگاهش کردم:
_یعنی تنها بری؟
بوسه ای روی گوشم زد:
_بله خانومم، تنها میرم تنها میام.

نیشخندی زدم:
_چه خیال باطلی!
_یعنی چی؟!
با بیخیالی لم دادم بغلش:
_یعنی چرت و پرت نگو من نباشم تو هرچقدر خواستی بقیرو دیدبانی کنی؟

سکوت کرد و بعد چندلحظه بلند زد زیر خنده و دست انداخت پشت کمرم و‌یهو پرتم کرد روی تخت و خیمه زد رو با خنده نگاهم کرد:
_عروسک شاهرخ حسودی میکنه؟

از این حس مالکیتش عین خر ذوق کردم اما به روی خودم نیاوردم:
_نه پ! چه پررویی تو بشر، به من میگه نیا دوس ندارم کسی تورو ببینه اونوقت خودش میخواد تیپ بزنه بره اونجا.

شونه هاش از خنده میلرزیدن سرش اویزون شد و بعد خندیدنش گفت:
_توی توله سگو باید خورد.

با عشوه نفس عمیقی توی گردنش کشیدم: خوب بخور!
فکش و از هوس روی هم فشرد:
_بخورمت فقط صدای اه و نالت زیرگوشم میپیچه.

پوستش و به دندون گرفتم:
_ اه و ناله هام و‌دوس نداری؟
زانوشو فشرد به بین پام و چشام بسته شد و گفت:
_دوس دارم انقدر بهت حال بدم که زیرم گریه کنی.

_اوف شاهرخ خیلی وحشی!
تو گلو خندید و سرش و‌یکم بالا اورد که موهای لختش ریخت روی چشمام و گفت:
_وحشی میشم برات اهلی میشم برات هار میشم برات توله سگم. برای تو همه چی میشم!

لیسی به لباش زدم و با ناز دستمو دور گردنش حلقه کردم: من برات چی بشم؟
تو چشمام زل زده بود و با عطش گفت:
_تو توی تخت خواب برام ج*نده شو آیسان. از زن پررو خوشم میاد وحشی شو منو تیکه پاره کن.

با عشوه خندیدم:
_دلت س*س خشن میخواد عشقم؟
نفساش تند شده بود:
_نمیدونم نمیدونم.. دلم با تو همه چی میخواد! خشن، اروم، ایستاده، نشسته، تو هوا رو زمین اصلا بدجور چلم کردی بیشرف.

گازی از لپم گرفت و اخی گفتم که جونی گفت و زبونشو فرو برد توی دهنم و با لذت زبونشو لیسیدم مک زدم. نفسامون تند و کشدار شده بود.

شونشو گرفتم و جامونو عوض کردم و پرتش کردم روی تخت و نشستم جایی که برجستگیش وسط باس**م قرار بگیره.

درباره‌ی ali aghapoor

همچنین ببینید

رمان رییس کارمند مغرور/پارت صدو هجده

سینا بامهربونی گفت: _حالا که خیالت راحت شد برگردیم؟ موندن اینجا خوب نیست و بچه …

36 نظر

  1. خسته نباشید اینکه نصفشو دوبارتکرارکردید وازپارت قبلی بود
    واقعا که نویسنده اصلا برای خواننده رمانش احترام قایل نیست منکه این تموم شه دیگه رمان انلاین نمیخونم برام کافی بود همین یکی

    • عزیزم همه نویسنده ها اینجوری نیستند که اتفاقا بعضی هاشونم خیلی خوب و منظم اند…
      خیلی از نویسنده ها هر سه روز پارت می ذارند اونم پارت های طولانی…
      مثلاً رمان (من سیندرلا نیستم) حتما پیشنهاد می کنم بخونید…
      جدا از داستان قشنگش قلم نویسنده خیلی قوی هست…
      تازه نویسنده هر دو روز یه بار یه پارت می نویسه اونم پارت های خیلی طولانی…
      هر یه پارت اون رمان ده برابر این رمانِ ….
      یا کلی رمان های آنلاین دیگه که منظم و طولانی پارت گذاری می شه…

      • اونکه بله
        اماماشدیم مصداق بارز نارگزیده وریسمان سیاه وسفید

      • دیقا منم این رمان و میخونم واااقعا عالیه هم پارت گذاریش هم قلم نویسنده اصن ادم حال میکنه میخونه

      • سلام آیسان عزیز.رمان من سیندرلا نیستم رو خونوم.رمان فوق العاده بینظیره.واقعا قلم قشنگ نوسینده ستودنیه
        ممنون از شما که به ما معرفیش کردین.
        پیشنهاد میکنم به همه دوستان حتما بخونند.
        واقعا شخصیت یک زن و مرد درست نشون داده شده در این رمان .سپاس فراواان آیسان عزیز

  2. با عرض خستع نباشین ب نویسندع واقعا 😐😐😐😐😐😐😐😐
    خسته نباشه ماهم خسته نباشیم 😐😐

  3. این دیگه چه رمان مزخرفیه واقعا به این دختر میگه با محدودیت ادم خندش میگیره اینکه زیر همه میخوابه کدوم محدودیت خدایی چرته رمانش

    • وای اره به خدا…
      یه جوری می گه تو نجیبی و محدودیت داری آدم خندش می گیره…
      آخه اگه این نجیب بود و محدودیت داشت که زیر خواب تو نمی شد…
      آیسان با یه دختر هرزه هیچ فرقی نداره….
      هرزه بودن که شاخ و دم نداره همینکه بدون محرمیت دفعه اول با شاهرخ بود یعنی گناه…
      بعدش حالا این آدم آخه کجاش پاکه؟؟؟؟ کجا محدودیت دارع؟؟؟؟؟
      آخه نویسنده جان یه جوری درباره پاکی آیسان نوشتی که هر کی نفهمه فکر می کنه این دختر تا حالا دست هیچ نامحرمی ام بهش نخورده…

  4. خدایش یعنی واقها این دختره فرقی با با یه هرزه نداره چقدم که ازش تعریف میکنه بعدشم یه جوری میگن عاشقتم بابا اینا همش کشکه عشقی که فقط تو هوس ختم بشه اصلا میشه اسمشو عشق گذاشت!!!خدایی به درد لای جرزم نمیخوره

  5. باید شونه های نویسنده را ماساژدادااااا
    واقعا خسته نباشد که این قدر با جزئیات مینویسید ادم تو فیلم امریکایی با این جزئیات نمیبینه به ولله
    و یه تشکر ویژه به خاطر این پارت گزاری منظم واقعا ادم کیف میکنه میخاد نویسنده بهشه
    خدا وکیلی من تو ایتا رمان میخونم هر روز دوتا دوتا پارت میزاره من رفتم پیوی سوال کردم الگوتون رو معرفی کنی شما رو به من معرفی کردن منم خاستم تشکر کنم که جوانان مملکت را هدایت می کنید واقعا ماساژ لازمیت

  6. اوووووف این دیگه چه رمانی من فصل اولش که ۲۵۶پارت بودو تموم کردم بعد یه جای دیگه این رمان که فصل اولشم هست بعد درباره عشقش به دامونه نوشته

  7. خدایی من این همه رمان اروتیک و ساده خوندم هیچ کدوم به این چرتی نبوده
    وات فاز واقعا نویسنده رمان واقعا چرته و دلیل اینک هنوزدر دارم دنبالش میکنم اینکه بی کارم وگرنه عمر این رمان نمی خوندم
    خدایی نویسنده با چ اعتماد به سقف کاذبی داره این رمان رو می نویسه ؟:(
    😐

  8. دوستانی ک انقد غررررر میزنن
    یا نخونید یا میخونید ایراد نگیرید:/
    هم میخونن هم ایراد میگیرن……
    ماهم منتظر رمانیم ولی دیگ دهن همه سرویس نمیکنم ک
    هروقت پارت جدید گزاشتن میام میخونم😑

    • بهش میگن انتقاد، هیچ رمانی نیست که منتقد نداشته باشه! بهترین رمان دنیا رو هم حتمی حتمی نقد کردن، چی میگی تو این وسط؟

  9. من تا دیروز فک میکردم پاکی یچیز دیگس اخه بیبی معلومه این پاک نیست،هرکی هم میخوادش بخاطر هوسه

  10. همش هوس، شهوت رابطه! خیلیم طولانی شده
    چرت هم که مینویسه، پارت گذاری هم که ضایع، بعضی جاها رو هم که دوبار تکرار میکنه، جلو همه هم که همه کاری میکنن، قاچاق چی هم که هستن، تازه به خودشون میگن با حیا و با محدودیت!
    دلیل انهمه سین این رمان رو نمیفمم
    یچی آدم وار توی این رمان نداشتی بزاری نویسنده؟؟؟

  11. رمان خفنیه
    ولی اینکه پارت گذاریش
    دیر به دیر انجام میشه
    آدمو حرص میده:/
    آقا علی میشه لطف کنید
    آیدی تلگرام
    نویسنده رو بدید؟

  12. اگه رمان اینطور کش پیدا کنه باید بگم قلم نویسندش ضعیفه یه ذره تو رمانتون پیچ و خم بدین نمیشه که اینطوری بنظرم اگه رمان اینطوری بود که مثلا دامون هنوزم یه پلیس باشه و فقط سعی میکنه از ایسان درباره شاهرخ اطلاعات بگیره و شاهرخ هم عاشق ایسان نباشه و فقط از اون سوے استفاده کنه رمان جالب تر میشه و هیجانش بیشتره اینجوری که اصلا جذابیتی نداره همش یکی معتاده یکی عاشق اون یکیه یه ذره به رمانتون هیجان و جذابیت بدید خدایی

  13. مطمئنم خود اقای علی اقا تا الان دهنش سرویس شده از دست نویسنده هاش 😂
    بابا بردار من برو چهار تا نوبسنده بردار بیار که حدااقل پارت گذاری مشخص داشته باشن والا سایت شما همه رماناش همینه وضع پارت گذاریش 😐خب مشکل از کجاس حالا یه رمان دو رمان نه همه رمانای سایت😐 والا ما سایت های دیگه هم میخونیم همه رمانا عاااااااااالی و پارت گذاری مشخص اصن ادم کیف میکنه رماناشون و میخونه😐

  14. سلام علی بابا تو اخرش کشتی منو ببین الان چند وقته جواب منو نمیدی بابا لاقل بزار بگم چی میخوام بعد عصبی شو همشم که عصبیی خب بزار باهات حرف بزنم شاید دلیل اروم شدنای بعدیت شم☺️

  15. رمان خیلی خوبی میتونست باشه انصافا
    ولی حیف که اینجوری دارین پیش میبرینش نویسنده جان
    تا ۳ ۴ پارت آینده احتمالا فقط میخواین داستان سکس پر شور و هیجان و عاشقانه شاهرخ و آیسان رو به نمایش بذارید
    چندین پارته که اتفاق خاصی نیفتاده فقط معاشقه و کمی هم دعوا و کلکل آیسان و شاهرخ رو داریم میخونیم
    هنوز دیر نشده نویسنده اگه بخواد میشه یهو ورق برگرده و یه رمان هیجانی و پلیسی قشنگ داشته باشیم و داستان از گناه پاک شدن شاهرخ و تلاششون برای زمین زدن دامون شروع شه
    دیگه این حجم از حشریت و شهوانیت و رمنس بودن و رمانتیک بودن حالمونو بد کرده

  16. چرا پارت نمیذارین ما رو کشتیم به خدا
    حتما باید بهتون بگم که پارت بذارین؟؟؟
    دیر به دیر پارت میذارین پارتاتونم کمه بعد توقع دارین ما هیچی نگیم؟؟؟

  17. اقای آقاپور اگه میشه رمان ارباب دلها رو بزارین کرمان های اکشن و درام باشه که بهتره

  18. چرا رمان استاد من اینقدر دیر پارت میزارید

  19. هنوز نخوندمش…این آقا علی کیع دیگه😐بع هرحال هرکی که هستی جوابع این (lindam) حشری و بده….باوااا پشمااام من برم پسر شم ببینم کسی میاد اینطوری بم اعتماد بنفس بده…یا نع …باوا دختر آبرومونو بردی باید به ننه بابات بگم دیع نزاره از این رمانا بخونی…بع هرحال ممنونیم از علی داداشمون که انقد شخصیته بارزو خفنیه تو ذهن دختر حشزی جماعت کاشتی…به امید چت…خدانگه دار

  20. ولی عل قاپور خودتم حتما به نویسنده هات رو میدی که اینطوری میکنن…دو تا از پشت خط داد بزن که فقط صداشو خودت بشنوی😂

    اگه حوصله داشتم خودم نویسندت میشدم غمت نباشع😐🖐
    و اینکه یه خواهشی داشتم من رمان هیچکسان و تا ۳فصل خوندم اما تو سابت ها زده که فصل۴و۵ اومده ولی لینک دانلود نداره… اگه بپیداییدی حتما بزار …اگرم پولی مولی بود که بیخی من پول بده نیستم😁😐….عامون حافظ و نگهدار پسرای رمان خون باشه😃🖐

  21. الان رمانو خوندم….بچه ها زمینو نکاه کنین!!!همینک پشمام داره میریزه😐🖐

  22. میگم بچه ها من ده پارت اول فصل دو رو نخوندم یعنی پیدا نکردم گشتم تو سایت دیوان رمان نبود چی شد این ده پارت اول ومن کجا میتونم ببینم

  23. اقای آقاپور ده روز شده چرا پارت رو نیذاری؟؟؟؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *